پس از رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س) روزهای بسیار سخت و دشواری را سپری نمودند. عمدتا تحلیل شده است که این مشقت و سختی به دو دلیل بوده است: ۱- حزن از دست دادن پدری که پیامبر رحمت للعالمین بود ۲- ستاندن حق خود و حق شوهر و امام خود از غاصبین خلافت. در این نوشته استدلال می شود که دلیل مشقت و محنت حضرت فاطمه زهرا (س) بسیار فراتر از این دو مورد است، که البته در جای خود محترم و مهم می باشند.

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – علی نقیه - فاطمه (س) از نگاهی دیگر
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان، عبارت «امت» را به «جامعه به علاوه هدف» معنا کرده اند. «امت واحده» که در قران کریم آمده است اشاره به جامعه ای منسجم می باشد که با رهبری «امام امت» به سمت هدف مشترک و مشخصی حرکت می کند. رسالت حضرت خاتم الانبیا (ص) ایجاد «امت واحده اسلامی» بود تا به عنوان امام امت، مردم را به سمت کمال و تعالی در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی هدایت نماید. زمانی که امت واحده اسلامی به بلوغ برسد، کامل ترین شیوه اداره جامعه و بهترین نوع زندگی مادی و معنوی مردم به عنوان الگویی برای جهانیان مطرح می باشد، که باعث حرکتی فراگیر به سمت این طریق می شود. رسیدن به این بلوغ لازمه های فراوانی دارد، از جمله اینکه مردم باید به صورت جمعی بخواهند که امت واحده شوند و تحت لوای حکومت الهی باشند. همچنین مردم باید به سطحی از خرد و معنویت فردی و جمعی برسند تا بتوانند در مسیر امت واحده اسلامی حضور یابند. تلاش امام امت بدون وجود قابلیت و لیاقت در مردم و همچنین وجود زمان لازم برای پرورش جامعه کفایت نخواهد کرد. به عنوان مثال، قابلیتی برای حرکت در مسیر امت واحده اسلامی در مردم یثرب (مدینه) ایجاد شد و مردم خالصانه خواهان دعوت حضرت محمد (ص) برای تشکیل حکومت اسلامی و حرکت به سمت امت واحده اسلامی شدند، که مقدمات هجرت را رقم زد. به عنوان مثالی دیگر، در دوران حضرت امام رضا (ع)، زمانی که هارون الرشید از دنیا رفت و جنگی داخلی میان پسران وی -مامون و امین- بر سر جانشینی ایجاد شد، گروهی خدمت حضرت رسیدند و استدلال کردند که به دلایل مختلف شرایط قیام ایشان مهیا است و از ایشان خواستند تا حکومت عدل علی را برقرار کند. حضرت ثامن الحجج (ع) به این در خواست جواب منفی دادند و دلیل آن را عدم آمادگی مردم و خود آنها اعلام کردند. در ادامه حضرت خطابه ای داشتند با این مضمون که همه ائمه اطهار (ع) هر لحظه در فکر برپایی حکومت عدل علی بودند. عدم قیام ایشان به این خاطر بود که جامعه آمادگی و لیاقت چنین قیامی را پیدا نکرده بود و لذا ائمه اطهار در صدد انسان سازی و ایجاد دیگر مقدمات امت سازی بودند.

وجود مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) و پیام الهی ایشان باعث شد تا تغییرات چشمگیری در رفتار فردی و اجتماعی مردم ایجاد شود. اما واقعیت آن است که پیامبر اکرم (ص) زمان مکفی برای ریشه کن کردن تفکرات جاهلی و تغییر مطلوب فرهنگ مردم زمانه خویش -که طبعا برنامه ای طولانی مدت می طلبد- را نداشتند. به عنوان مثال یکی از عقب ماندگی های فرهنگی اعراب اتخاذ تصمیمات قبیله محور بود که می توان از آن هنجار به عنوان یکی از مهمترین عوامل به نتیجه رسیدن پروژه تعیین خلافت در سقیفه نام برد. لذا استمرار ولایت الهی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) در قالب ولایت امیر مومنان (ع) می توانست آن نهضت عظیم پیامبر (ص) را تکمیل کرده، بقای امت واحده اسلامی را تضمین کند و جهانیان را به رستگاری برساند. با این استدلال، می توان از دوران پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) به عنوان حساس ترین دوران تاریخ بشریت نام برد. اگر مردم تصمیم صحیح را اتخاذ می کردند و به مسیر تعالی در قالب امت واحده اسلامی و تحت امامت مولا علی (ع) ادامه می دادند، تاریخ بشر به گونه دیگری رقم می خورد و زحمات پیامبر اکرم (ص) در ساختن جامعه ای متعالی و مدینه فاضله ای پایدار به ثمر می رسید و الگویی بی بدیل برای جهانیان می شد.

با این چشم انداز، حضرت فاطمه زهرا (س) نقش الهی و تاریخی و منحصر به فرد خود را در حساس ترین دوران تاریخ ایفا کرده و سعی فراوان داشت تا پس از واقعه سقیفه، روشنگری نماید و ماهیت دار و دسته ای را به مردم بشناساند که نهضت عظیم پیامبر اکرم (ص) را ربوده و جامعه را به عقب گرد و انحراف هدایت می کردند. در فرازی از خطبه فدکیه حضرت می فرمایند: "و آن گاه که خداوند براى پیامبرش خانه انبیاء و آرامگاه اصفیاء را برگزید، علائم نفاق در شما ظاهر گشت،...بر شتران دیگران نشان زدید، و بر آبى که سهم شما نبود وارد شدید. این در حالى بود که زمانى نگذشته بود، و موضع شکاف زخم هنوز وسیع بود، و جراحت التیام نیافته، و پیامبر به قبر سپرده نشده بود، بهانه آوردید که از فتنه مى‏ هراسید، آگاه باشید که در فتنه قرار گرفته ‏اید، و براستى جهنم کافران را احاطه نموده است". بحث حضرت فاطمه (س) «حق علی (ع)» برای صدارت و زمامداری و خلافت بر مسلمین نبود. آن بزرگوار سعی داشت تا زحمات حضرت خاتم الانبیا (ص) و حرکت امت واحده اسلامی به ثمر برسد که تنها با ادامه هدایت جامعه پس از رحلت پیامبر (ص)، توسط امام علی (ع) محقق می شد.  در فرازی دیگر از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) می فرمایند: "[خدای بزرگ] اطاعت ما خاندان را براى نظم یافتن ملت ها، و امامت مان را براى رهایى از تفرقه...قرار داد". دعوای حضرت زهرا (س) در موضوع فدک «اخذ حقوق مادی» خود نبود، بلکه در راستای روشنگری مردم و بر ملا کردن ماهیت بی صلاحیت غاصبین خلافت بود تا جنبش و بیداری در مردم ایجاد کند. در خطبه فدکیه، حضرت حتی مردم را به مقاومت مسلحانه دعوت می کند و در ادامه اذعان می دارد که وی را در مسیر احیای میراث پیامبر تنها خواهند گذاشت: "اى پسران قیله- گروه انصار-... [شما] داراى انجمن و اجتماع اید، صداى دعوت مرا همگان شنیده و از حالم آگاهى دارید، و داراى نفرات و ذخیره‏ اید، و داراى ابزار و قوه‏ اید، نزد شما اسلحه و زره و سپر هست، صداى دعوت من به شما مى‏ رسد ولى جواب نمى ‏دهید، و ناله فریاد خواهیم را شنیده ولى به فریادم نمى‏ رسید". همان طور که عرض شد، مردم می توانند قابلیت و لیاقت حرکت در مسیر امت واحده اسلامی را از دست بدهند -که با تن دادن به شورای سقیفه داده بودند- و همه تلاش حضرت فاطمه (س) ایجاد آگاهی و روشنگری در میان مردم بود، بلکه تا دیر نشده به مسیر بازگردند.

دلسوزی و فداکاری حضرت فاطمه (س) برای امت پیامبر به اندازه ای بود که حاضر شد سلامت و زندگی و فرزند به دنیا نیامده خود را فدا کند، بلکه مردم بیدار شوند و به انحراف از میراث پیامبر آگاه شوند و به طریق باز گردند. ناله های حضرت در بیت الاحزان نیز در این راستا بود و روح بزرگ آن حضرت منزه از آن است که تحمل از دست دادن پدر را نداشته باشد و به این دلیل بی تابی کرده باشد. در این راستا، حضرت در فرازی از خطبه فدکیه می فرمایند:  "آیا مى‏ گوئید محمد (ص) بدرود حیات گفت، این مصیبتى است بزرگ و در نهایت وسعت، شکاف آن بسیار، و درز دوخته آن شکافته، و زمین در غیاب او سراسر تاریک گردید، و ستارگان بى‏ فروغ، و آرزوها به ناامیدى گرائید، کوه ها از جاى فروریخت، حرمت ها پایمال شد، و احترامى براى کسى پس از وفات او باقى نماند؟ بخدا سوگند که این مصیبت بزرگ تر و بلیّه عظیم‏ تر است، که همچون آن مصیبتى نبوده و بلاى جان گدازى در این دنیا به پای آن نمى‏ رسد، کتاب خدا آن را آشکار کرده است، کتاب خدایى که در خانه ‏هایتان، و در مجالس شبانه و روزانه‏ تان، آرام و بلند، و با تلاوت و خوانندگى آن را مى‏ خوانید، این بلائى است که پیش از این به انبیاء و فرستاده شدگان وارد شده است، حکمى است حتمى، و قضائى است قطعى، خداوند مى ‏فرماید {آل عمران: ۱۴۴}: محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب بر می گردید؟ و هر کس به عقب بازگردد، هرگز به خدا ضرری نمی زند؛ و خداوند به زودی شاکران را پاداش خواهد داد".

پس از قیام و فداکاری زاید الوصف و اتمام حجت حضرت زهرا (س)، مبرهن شد که راه بازگشتی برای این مردم بخت برگشته نمانده و جامعه اسلامی نبوی که در مسیر امت واحده اسلامی حرکت می کرد به «جامعه مسلمانان» نزول یافته بود. جامعه ای عافیت طلب و گسسته که با بی عنایتی به فریاد قیام «ام ابیها»، باعث شده بود تا غاصبین خلافت از تزویر پرده برداشته و به صدیقه شهیده اسائه ادب و حمله فیزیکی کنند و در صدد حذف وی برای تحقق آمال باطل خود اقدام نمایند. مولا علی (ع) رزم پوشیده و شمشیر به دست آماده انتقام برای ظلم و جراحتی بود که به دخت گرامی خاتم الانبیا (ص) وارد شده، اما فاطمه (س) با شنیدن صدای اذان، ترجیح داد تا همان اسلام صوری -به تعبیر آیت الله بهجت (ره)- بر جا بماند و جنگ داخلی نونهال اسلام را نخشکاند. لذا حضرت امیر (ع) فعالیت خود را به سمت زیرساخت ها رهنمون کرد و مشغول به تبیین اسلام ناب محمدی و انسان سازی در قالب تربیت شیعیان خویش شد تا بتواند بار دیگر قابلیت امت واحده اسلامی را در جامعه مسلمانان ایجاد کند. غم فقدان فاطمه و جفایی که بر وی رفته بود را نیز در دل محصور کرد و جز با چاه در میان نگذاشت

www.shafaqna.com